شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
روزنامه های تهران: خصومت ترامپ و بحران مدیریت سیل و برف
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامه نگار
روزنامه های امروز صبح تهران، شنبه شانزده بهمن مقالاتی را به پاسخگویی تصمیم های ترامپ رییس جمهور جدید آمریکا و حملاتش به ایران اختصاص داده اند. اشاراتی به بحران ها در مدیریت بحران در ماهی که چند آتش سوزی، سیل، توفان غبار و برف و بهمن در آن رخ داده و به نوشته روزنامه ها در همه موارد مسوولان غافلگیر شده اند.
در مقابل تهدیدهای ترامپ
علیرضا خانی در سرمقاله روزنامه اطلاعات نوشته: رویکرد رئیس جمهوری جدید آمریکا به ایران، رویکردی کمسابقه است. دونالد ترامپ در کمتر از دو هفته از زمان تحلیف، چند بار علیه ایران موضع گرفته است. هرچند، رفتارهای تند و پرخاشگرانه ترامپ در مورد کشورهای دیگری چون مکزیک و استرالیا نیز طی همین مدت اتفاق افتاده است. اما مسئولان ایران نیز پاسخهای مناسبی به این اظهارات دادهاند.
سردبیر اطلاعات اضافه کرده که در فرآیند روابط ایران و آمریکا چهار عامل اثرگذار، وجود دارد: دولت آمریکا، مردم آمریکا، مردم ایران و دولت ایران. خوشبختانه مردم دو کشور رفتاری منطقی، عقلایی و مبتنی بر صلح و مسالمت دارند. در این میان، دولت جدید ایالات متحده، رفتاری افراطی و ماجراجویانه را در پیش گرفته است. در این اوضاع، به خاطر اینکه کفه ترازو به نفع عقلانیت و به زیان افراطگری سنگین شود، لازم است مسئولان کشور، در برابر حربه «رویارویی تمدنها» از ابزار «گفتگوی تمدنها» بهترین و بیشترین استفاده را ببرند.
به نظر اطلاعات: ملتهای جهان اینک چشم به ما دارند تا ببینند به عنوان ملتی با فضیلت، میراثداران تمدنی کهن و به عنوان مسلمانانی معتقد به دین رحمانی، چه عکسالعملی در برابر رفتارهای دور از شأن یک رئیس جمهور نه چندان با فضیلت و نه چندان با پرانسیب خواهیم داشت. مردم ایران، از دولت به عنوان یکی از چهار عنصر اثرگذار بر روابط ایران و آمریکا، انتظار دارند با حفظ غرور ملی و شأن و کرامت ملت، رفتاری صد در صد هوشمندانه و مبتنی بر عقلانیت عملی و منافع ملی، در برابر این پدیده جدید تاریخ داشته باشد.
تقصیر اصلاح طلبان است
کیهان در یادداشت روز خود نوشته: در اینکه واشنگتن سالهاست به ضربه زدن به ایران علاقهمند است، هیچ شکی نیست. مسئله و مانع عدم توانایی است. آمریکایی که از پس گروهکهای شبه نظامی در گوشه و کنار منطقه برنمیآید و یک عملیات محدود را به یک افتضاح تبدیل میکند، رئیسجمهورش باید در سخن گفتن از گزینههای روی میز علیه کشوری همچون جمهوری اسلامی ایران -که یک بار به سختی و به مدت ۸ سال محک جنگی خورده است- دقت بیشتری کند. همانطور که سه سال پیش بروس ریدل در پایگاه اندیشکده بروکینگز نوشت؛ آمریکاییها نباید درسهای اولین جنگ خود با ایران را فراموش کنند.
این روزنامه تندرو همچنان به جناح اصلاح طلب حمله برده و نوشته: این ها در تحلیل وضع موجود و چگونگی برخورد با سیاست آمریکا، سخنان تاسفانگیز و عجیب و غریبی بر زبان و قلم جاری میکنند. شاهبیت این تحلیلها و مواضع از این قرار است که -خصومتهای آمریکا تقصیر خودمان است، واکنشی نشان ندهیم که دشمن عصبانی شده و خصومت بیشتری بورزد! -ترامپ نماینده آمریکا نیست و سیاستهای او را نباید به پای سیستم خردگرای آمریکا نوشت! و بالاخره این که -قدر عافیت دوران اوباما را ندانستیم و به مصیبت ترامپ دچار شدیم!
به نظر کیهان این استدلال ها غلط است و بدان می ماند فردی قلدر به درب منزل شما آمده و با هیاهو و سروصدا میخواهد باجی بگیرد. بار اولش هم نیست و سابقهای طولانی دارد. یک نفر پیدا شده و به جای کمک و تشر زدن به فرد قلدر و مزاحم، شما را نصیحت میکند که کوتاه بیا و مهاجم را عصبانی نکن!
جایگاه ضعیف ترامپ
شهروند در سرمقاله امروز خود نوشته: ترامپ در طول مدت زمان کوتاهی که وارد کاخ سفید شده است، دهها دستور اجرایی امضا کرده در حالی که اجرای هر کدام از شعارها نیازمند آمادهکردن طرح و برنامه است. نمیتوان بهسادگی در جریان یک دستور اجرایی فرمان ساخت دیوار را صادر کرد. نمیتوان با یک دستور ساده ورود مهاجران و مسلمانان را به آمریکا منع کرد. اگر چه ترامپ بر روی کاغذ این شعارها را عملی کرد، اما همان دستورهای اجرایی موجب بروز تنشهای شدید سیاسی میان آمریکا و مکزیک و همچنین دامنزدن به اختلافاتی در سطح جامعه آمریکا شد.
نویسنده این مقاله نتیجه گرفته که ترامپ برای اجرای برنامههای انتخاباتی خود هیچ طرح و برنامه مدونی نداشت که به محض ورود به کاخ سفید آنها را ارایه کند. به همین دلیل تنها به صدور دستور اجرایی، آن هم بدون مطالعه و تحقیق لازم اقدام کرد. اقدام ترامپ در دیدار با برخی از مدیران ارشد صنایع بزرگ آمریکا نیز جز یک شو تبلیغاتی نبود که بیشتر در دوران مبارزات انتخاباتی انجام میشود. ترامپ اعلام کرده است که این دیدار با هدف افزایش اشتغال در آمریکا انجام شده است اما نگفت که این دیدار که به صرف صبحانه نیز بود، به چه صورت میتواند آمار اشتغال در آمریکا را افزایش دهد.
شهروند در نهایت نوشته: ترامپ هنوز باور نکرده است که در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا به پیروزی رسیده و حالا رئیسجمهوری آمریکا است. او همچنان سر مبارزهطلبی دارد هنوز هم خود را در مقابل بخش بزرگی است که منتقدان تعریف میکند. در نتیجه واکنش نشان داده و جنگ همچنان ادامه مییابد. اگر ترامپ نتواند از حال و هوای مبارزات انتخاباتی خارج شود، نهتنها هیچ یک از رهبران جهان او را بهعنوان رئیسجمهوری آمریکا باور نخواهند کرد، بلکه خود او نیز نخواهد توانست آنگونه که باید از جایگاه حقوقی رئیسجمهوری به نفع خود استفاده کند.
با غوغا زنده است
پویا جبلعاملی در سرمقاله دنیای اقتصاد نوشته: در میان غوغایی که ترامپ برپا کرده، میتوان به راحتی این مساله را دریافت که قدرت وی با وجود آنکه پشت میز اتاق بیضیشکل کاخ سفید نشسته است، محدود است. هنوز ۲۴ ساعت از دستور وی برای توقف ورود شهروندان هفت کشور نگذشته بود که با اعتراض دو نفر و رای یک قاضی فدرال با چالش روبهرو شده است و عملا بخشی از دستور کانلمیکن میشود. معترضان میتوانند به شکلی آشکار اعتراض خود را نشان دهند و به استقبال افراد غیرآمریکایی بروند که با این دستور دچار مشکل شدهاند. وکلا قادرند به راحتی در مقابل دستور فوق بایستند و یاریگر مهاجران باشند.
به نوشته این اقتصاددان: این اولین و آخرین اقدامات جنجالی ترامپ نیست. پوپولیستها به جنجال زندهاند و البته به اینکه نشان دهند بر سر پیمانی که با رایدهندگانشان بستهاند میمانند؛ بنابراین ترامپ آنچه را قول داده انجام میدهد تا نشان دهد به رایدهندگانش پشت نکرده و حتی اگر این اقدامات دور از عقل سلیم باشد، باز بر انجامش تاکید میکند؛ زیرا جنجالی که در آن نهفته است، یعنی درخشش بیشتر او در مقابل دیدگان کسانی که طرفدارش هستند. این بازی را وی تا آنجا ادامه میدهد که نهادهای قانونی مانعش شوند و وی ابدا در دستگاه هزینه - فایده خود بهدنبال راه بینابینی میان خواستههای خود و محدودیتها نیست.
دنیای اقتصاد نظر داده: یک پوپولیست در کشوری بدون توزیع قدرت سیاسی میتواند فاجعه را با خود به همراه آورد و در کشوری با قدرت محدود هرچند باز نتیجه مطلوب نیست، اما وضعیت به مراتب قابل تحملتر خواهد بود. و چهبسا بستر نهادی که وجود دارد باعث شود تا پوپولیست مجبور به خروج از حیطه قدرت شود. در مورد ترامپ این گزینه قابل رد نیست، اما هنوز و تا پیش از دستورات دیگری که وی صادر خواهد کرد، زود است که از این گزینه در کنگرهای با اکثریت جمهوریخواه سخن برانیم.
تحریک واشنگتن، سیاست تل آویو
حسین واله در سرمقاله روزنامه ایران نوشته: اسرائیل تلاش برای کشاندن ایالات متحده به جنگی علیه ایران در خاورمیانه را از سر گرفته است. انگیزههای تل آویو این هاست چرا که این کشور از راهبرد مشت آهنین در منطقه و مظلوم نمایی در غرب دست نکشیده ولی در دوره اوباما با سدی مواجه بود که اکنون گمان میکند از میان رفته است: کاخ سفید راه حل دو دولت را بر سیاست از نیل تا فرات ترجیح میداد لذا حاضر نبود اسرائیل یک پیروزی نظامی بزرگ دیگر به دست آورد.
عوامل دیگر از نظر نویسنده این است که: موقعیت اسرائیل در افکار عمومی اروپایی رو به وخامت نهاده است. محکومیت اخیر در شورای امنیت سازمان ملل متحد نشانهای پر رنگ است. از نظر تل آویو، یک درگیری نظامی اروپاییان را وادار میکند مجدداً پشت اسرائیل صف و از اعتراضهای خود دست بکشند و به سیاست پیشین حمایت بیچون و چرا بازگردند.
نویسنده مقاله روزنامه دولت سرانجام به جنگ داخلی در جهان عرب اشاره کرده و نوشته: تل آویو را به این نتیجه رسانده که ضربهای کارساز به ایران قادر است آخرین مقاومتها در جهان عرب را از میان ببرد. نه تنها اعراب بیش از آن گرفتارند که بتوانند در این درگیری نقشی علیه اسرائیل ایفا کنند بلکه بهار عربی بخشی از نیروهای فعال نظامی شده در صحنه عربی را از دشمنی با اسرائیل به دشمنی با ایران سوق داده است و طبعاً چنان درگیری به پیشبرد رادیکال راهبرد تل آویو کمک خواهد کرد.
مقاله روزنامه ایران بدین جا رسیده که: تحولات اخیر در سوریه و عراق طلیعه فروکش بحران امنیتی در منطقه را نوید میدهد. در نتیجه، فرصتهای بهرهبرداری از نگرانی امنیتی جهان صنعتی برای تل آویو رو به پایان میرود. اگر نتانیاهو نتواند پیش از استقرار سازمان امنیتی تازه ای در منطقه که نقش باثباتی برای دولت وملت های منطقه تعریف میکند، مسأله خود را حل و فصل کند، بافشارهای فزاینده از داخل و خارج در آینده مواجه خواهد بود.
کجا میری؟!
کیهان در ستون طنز نوشته: ترامپ ایران را تهدید کرده و گفته است «همه گزینهها روی میز است» و خود پاسخ داده: غلط زیادی کرده! همه رؤسای جمهور آمریکا از کارتر تا ترامپ و از دموکرات تا جمهوریخواه از این قمپزها در کردهاند و تا حالا هیچ غلطی نتوانستهاند بکنند.
به نوشته این روزنامه خود ترامپ گفته بود؛ «ایالات متحده در حال فروپاشی است، ما هزینه ساخت یک مدرسه را نداریم» و «۱۵ سال در خاورمیانه درگیر جنگ بودیم و ۶ هزار میلیارد دلار هزینه کردهایم که با آن میتوانستیم آمریکا را دوباره از نو بسازیم» و «شیکاگو مانند افغانستان شده و هر روز تعدادی در آن کشته میشوند» و... حالا معلوم نیست چرا باز هم رجز میخواند؟
طنزنویس کیهان در پایان افزوده: یارو داشت از خونه میرفت بیرون، همسرش پرسید؛ کجا میری؟ جواب داد؛ میرم مجلس عزا. پرسید؛ فکری برای لباس و غذا و اجارهخونه و هزینه درمان بر و بچهها کردهای؟ گفت؛ پولم کجا بود؟ همسرش گفت؛ مردک کجا میری؟ عزای واقعی همین جا توی خونه خودته!
بحران در مدیریت بحران
وقایع اتفاقیه در گزارش اصلی خود نوشته: بحران پشت بحران؛ شاید این بهترین توصیف از وضعیت نزدیک به یک ماه گذشته کشور باشد. آتشسوزی در پلاسکو که داغش هنوز تازه است، سیل و آبگرفتگی گسترده در شهرهای شرقی کشور که بیشترین تاوانش را مردم سیستانوبلوچستان با آوارگی دادند. گردوغبار مختلکننده در شهرهای جنوبغربی که نفس مردم چند شهر بهویژه اهواز را بند آورده، کولاک و برف در استانهای غربی که کولبرها نماد قربانیان آن شدند و حالا کولاک و بهمن در محورهای شمالی کشور بهحدی جدی شده که خبر جاندادن عدهای در جادهها میرسد.
روزهاست که مردم، صبح خود را با خبرهای بد شروع میکنند؛ آنهم درحالیکه نه آتشسوزی اتفاق غریبی است، نه بارندگی و کولاک، آنهم در زمستان که میتواند غافلگیرکننده باشد. آیا از زمستان انتظاری غیر از بارش برف و باران میرود؟ قطعا جواب منفی است؛ پس چرا هر بار مسئولان رفتارهای حاکی از غافلگیری میکنند، چرا بارش برف در میانههای زمستان میتواند چنان بحرانی درست کند که خیلیها گرسنه و سرمازده ساعتها در جاده سرگردان باشند و حتی بیم ازدستدادن جانشان هم باشد؟ این ماجرا آنقدر تکراری است که به خیلیها ثابت شده، بروز کوچکترین اتفافی در کشور میتواند بهسادگی تبدیل به بحرانی مختلکننده یا حتی کشنده شود.
به نوشته وقایع اتفاقیه: وقتی سیل سیستان را گرفت، تهران و حتی کل کشور هنوز در شوک حادثه پلاسکو بودند. کمکم تعداد آوارههای سیل و خسارتهایی که به بار آورد، باعث شد توجهها به آن سمت معطوف شود. وقتی بررسیها درباره عملکرد مسئولان مختلف شروع شد، همین غافلگیری در آنها دیده میشد؛ انگار باران اتفاق عجیبی و سیل چیزی است که این مملکت تابهحال بهخودش ندیده؛ نشانههای غافلگیری را در گلایههایی که مسئولان از کمبود امکانات میکردند، میشد دید.
حکایت کولیران و پولبران
مهرنوش گرکانی در مقاله ای در قانون نوشته: در سوز سرمای زمستان یا گرمای طاقتفرسای تابستان، از صبح تا شب و از شب تا صبح، کولش را برای نان اجاره میدهد. این داستان زندگی روزمره بیشتر مرزنشینان غربی کشورمان است. کولبرهایی که هر روز کولهایشان را به مزد اندک اجاره میدهند تا مجبور نباشند شبها دستان خالیشان را از فرزندانشان مخفی کنند. کمرهای خمیده و پاهای ورمکرده و پردرد، همیشه همراهشان است. در کنار تمام این درد و رنجها، مرگ هم سایهشان را تعقیب میکند تا در کوچکترین لغزش پا یا سنگ زیر پایشان، گریبانشان را بگیرد.
به گزارش این روزنامه: این روزها هم که مرگ پشت بهمن مخفی شده و تنها منتظر گرفتن جان بیجان کولبران است. کولبرانی که درد کولشان آنقدر زیاد است که طاقت تحمل بهمن را ندارد. هفته گذشته بهمن جانگیر، جان چهار کولبر را گرفت و شش نفر دیگرشان را راهی بیمارستان کرد. هنوز دلمان از داغ این خبر سرد نشده بود که دیروز هم سه کولبر دیگر گرفتان بهمن شدند و با وخامت حال به بیمارستان منتقل شدند.
دردشان زیاد بود و حالا بیشتر شده. چشم فرزندانشان هر روز به راه بود و حالا با اشک چشم انتظار پدرانشان هستند. باید کاری شود تا کودکان این کولبران دیگر چشم انتظار نباشند و شبها با خیالی آسوده و شکمی سیر سر بر بالین بگذارند. در روستاها و شهرهای نوار مرزی، شغل کم است، امکانات کم است، راه هموار کم است، درمانگاه کم است، کارخانه کم است، وسیله نقلیه کم است و ... اما بیکاری زیاد است، درد زیاد است، گرسنگی زیاد است، سرما زیاد است، راه ناهموار زیاد است.
آبا دنداندرد دارد
آساره کیان در مقاله ای در همدلی نوشته: هفتادسال سن دارد؛ اگر بتوان این عدد را مبنای پیربودن دانست؛ و به بار ۱۲۰ کیلویی روی کولش نگاه نکرد، میتوان او را یک «پیرمرد» خطاب کرد. عصا هم دارد با موی سفید، یک سمت صورت سرخشدهاش از سرما ورم کرده؛ وقتی دوماه پیش سکته کرده بود، اینطور شده و دندانش بدجور درد میکند.
خبرنگار را که از دور میبیند، عصایش را در برف فرومیبرد و درنگ میکند و همانطور که سرش زیر ۲۰ لاستیک سنگین و سیاه، خمشده، نگاه میکند؛ تا تصویر یک انسان با همه حقوق ثبتشده و نشدهاش در رسانههای خارجی ضبط شود.
پیرمرد همینکه پایش را از مرز میان ایران و کردستان عراق، عبور داد، ایستاد. او هیچ نمیدانست خبرنگاری که به استقبالش آمده، چه کسی است و از طرف کدام رسانه آمده؛ او از ممنوعیت مصاحبه با رسانههای خارجی بیاطلاع است وقتی در جواب سوالهای خبرنگار، با همان لهجه کردیاش توضیح میدهد که از اهالی «پیرانشهر ایران» است.
نویسنده توصیف کرده که: کولبر دندانش درد میکند پیرمرد، به لقمهنانی اشاره میکند که باید برای خانوادهاش ببرد؛ اگر بیست لاستیک خودروی سبک را روی کولش حمل کند، صدهزارتومان به او میدهند؛ آنطرف مرز، با کسر اجاره موتور و ماشین، حدود ۶۰ هزار تومان دستش را میگیرد.پیرمرد شاید آنلحظه که عصایش را در مرز فروبرد، تنها میخواست سبک بشود و یا مثل هر آدم گرفتار دیگر که به هر ریسمانی چنگ میاندازد شاید فرجی شود. با خبرنگار حرف زد برای همان فرجی که چندین سال است در مرزهای ایران گُم شده.
نویسنده مقاله همدلی ادامه داده: با همه اینها داشتن کارت، یک دلگرمی است، آن هم برای یک پیرمرد هفتادساله که وقتی زیر بار، راه میرود، چند بار روی زمین پهن میشود و همراهان، بلندش میکنند.
شهرام شهیدی در صفحه طنز شهرونگ نوشته: اگر به دفاعکردن در جشنواره فجر سیمرغ میدادند، سیمرغ بلورین بهترین دفاع باید به قالیباف تعلق میگرفت. شهردار تهران چنان از آمار آواربرداری پلاسکو و مقایسهاش با آواربرداری برجهای دوقلو پس از وقوع حادثه یازده سپتامبر صحبت کرد که ما نهتنها بهطور مادرزاد قانع شدیم، بلکه تصمیم گرفتیم از این روش دفاعی در جاهای دیگر هم استفاده کنیم. اصلا اسم این روش را میگذاریم متد قالیباف!
به نوشته این طنزنویس: در روزهای پایانی هفته گذشته برف سنگین بسیاری از نقاط کشور را سپیدپوش کرد که باعث بروز مشکلاتی از قبیل سقوط چندباره بهمن بر سر کولبران بخت برگشته و بستهشدن جادههای چالوس و هراز شد. به علت کمبود ماشینآلات سنگین عملیات برفروبی با کندی انجام میشد.
متد قالیباف: اسکیموها اصلا برف را نمیتوانند در قطب جمع کنند. ما همین که بالاخره برفها را جمع میکنیم و کاری کردهایم آفتاب هنوز بتابد خیلی از اسکیموها جلوتریم.
مثال دیگر طنزنویس شهروند وقتی است که وزیر ارتباطات گفته اگر پارازیت ببینیم برخورد میکنیم. متد قالیباف: شما ببینید اصلا در اروپا با پارازیت برخورد میکنند؟ نه. تا حالا حتی یک خبر خواندهاید که آنها با پارازیت برخورد کردهاند؟ اصلا مسألهشان نیست. هیچ لایحه و قانونی هم ندارند. اصلا بهشان بگویی پارازیت یک جوری نگاهت میکنند که بفهمند اینکه گفتی خوردنی است؟ پوشیدنی است؟ اسم منطقهای توریستی است؟ اما ما برخورد میکنیم. البته اگر از من میشنوید، برخورد با پارازیت را هم به شهرداری محول کنید چون کلا سیاستهای شهرداری برخوردی است. در این رابطه شهرام بهرام هم نداریم و دوست و دشمن نمیشناسیم.