شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
مادران داغدار؛ از خاوران ایران تا مادران شنبه ترکیه
- نویسنده, مهدی شبانی
- شغل, روزنامه نگار
تصویر آشنایی که بیش از ۷۶۵ هفته است هر شنبه در استانبول دیده میشود: مادرانی همراه با همسران، پدرها و فرزندان و فعالین اجتماعی که عکس «ناپدیدشدگان» خود را در استانبول بر سر دست گرفته و اعتراض میکنند.
دربارۀ تعداد این ناپدیدشدگان و قتل های سیاسی در ترکیه اختلاف نظر وجود دارد. بنا به گفته کانون حقوق بشر ترکیه تنها در در مناطق کردنشین ترکیه و در فاصله سال های ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۶ ، ۷۹۲ مورد "ناپدید شده قهری" گزارش شده است و "مرکز حافظۀ جمعی حقیقت و عدالت" ترکیه اعلام کرده که توانسته است فهرستی از ۱۳۵۳ فرد ناپدید شده تهیه کند.
البته اعتراض این مادران به سرنوشت نامعلوم فرزندانشان و درخواست عدالتخواهی آنها تنها در ترکیه نبوده و در کشورهای دیگری نیز مادران بسیاری در پی شنیده شدن صدایشان از دادخواهی در مورد قتلهای سیاسی فرزندانشان هستند. در ایران نیز از تابستان ۱۳۶۷ تا درگیریهای آبانماه ۱۳۹۸ هم مادران بسیاری در جستجوی عدالت برای فرزندان از دست داده خود هستند.
مادران شنبه، آغاز یک جنبش بیپایان
"ناپدیدشدگان قهری" یکی از اصلیترین صحنههای مبارزه فعالین حقوق بشر در ترکیه پس از کودتای سال ۱۹۹۰ بوده است. در سال ۱۹۹۲، انجمن حقوق بشر (HRA) اولین کارزار خود برای روشن شدن سرنوشت کسانی که ناپدید شده بودند را با شعار " گمشدگان را پیدا کنیم" آغاز کرد. این کمپین در سال ۱۹۹۵ با تلاش «مادران شنبه» به یک جنبش سراسری در ترکیه تبدیل شد.
اولین بار در ۲۷ ماه می سال ۱۹۹۵ جمعی از مادران فعالان سیاسی، برای پرسش از سرنوشت فرزندان خود که بعد از دستگیری ناپدید شده بودند دور هم آمدند.
همه چیز با پیدا شدن جسد "حسن اوجا"» شروع شد. در سال ۱۹۹۵ یک گروه ۱۲ نفری مسلح در محله "گازی" که یکی از محلههای اصلی زندگی گروههای چپگرا و علوی استانبول است، به یک قهوهخانه حمله کرده و ۲۲ نفر را کشته و دهها نفر نیز زخمی شدند. بعد از این حمله حسن اوجاک که از این حمله جان برده بود، دستگیر شده و سپس ناپدید میشود. مادر و سایر اعضای خانواده او ۵۵ روز به دنبال او گشتند و در نهایت، جنازه او را در گورستان افراد فاقد هویت و در حالی که آثار شکنجه بر روی بدن او مشهود بود پیدا کردند. کمپینی که مادر او با همکاری "انجمن حقوق بشر ترکیه" برای پیدا کردن او ترتیب داده بودند تبدیل به جنبشی سمبلیک برای فعالین حقوق بشر ترکیه شد.
این اعتراضات برای اولین بار در ۲۷ می ۱۹۹۵ و با دعوت مادرِ حسن "امینه اوجاک" در خیابان استقلال و روبروی مدرسه گالاتاسرای شروع شد. این گردهمایی که در ابتدا تنها با حضور ۱۵ الی ۲۰ نفر و در اعتراض به کشتار قربانیانی که هیچکس مسئولیت مرگ آنها را برعهده نمیگرفت آغاز شد، به سرعت گسترش یافت و این جنبش به یکی از صداهای اصلی جنبش حقوق بشر و ضد دیکتاتوری در ترکیه تبدیل شد.
در سال ۱۹۹۹ و در دویستمین هفته برگزاری این تجمع، پلیس استانبول با دستگیری بسیاری از مادران شنبه از برگزاری این تجمع ممانعت کرده و تا ده سال این تجمع به صورت علنی برگزار نشد. تا در دورانی که حزب عدالت و توسعه چشم به صلح با "حزب کارگران کردستان" داشت، فعالیت مادران شنبه راحتتر از همیشه و بدون نگرانیهای امنیتی از دستگیری و فشار ادامه داشت.
اما پس از شکست حزب عدالت و توسعه در انتخابات سال ۲۰۱۵ و پس از آن شکست قطعی گفتگوهای صلح بین دولت ترکیه و حزب کارگران کردستان فشارها بر مادران شنبه از سر گرفته شد. در نهایت در ۲۵ آگوست سال ۲۰۱۸ و در هفتصدمین هفته برگزاری این تجمع، پلیس به بهانه تجمع بدون مجوز به مادران حمله کرده و از این تاریخ اجازه برگزاری این اعتراضها در خیابان استقلال که سنت تاریخی این جنبش است را نداده است.
دولت ترکیه طی بیانیهای علت برچیدن تجمع مادران شنبه را طرفداری آنها از حزب کارگران کردستان (پکک) در فضای مجازی دانست.
سلیمان سویلو، وزیر کشور ترکیه در دفاع از حمله پلیس به این مادران شنبه چنین گفت: "ما دیگر اجازه برگزاری این تجمع را نخواهیم داد. دیگر اجازه نخواهیم داد تا میدان گالاتاسرای به جایی برای مشروعیت بخشیدن به گروههای تروریستی شود."
این گفتههای وزیر کشور ترکیه و خشونتهای پلیس علیه مادران با واکنشهای بسیاری از سوی گروههای حقوق بشری چه در ترکیه و چه مجامع بینالمللی مواجه شد.
علیرغم ممنوعیت تجمع مادران شنبه در میدان گالاتاسرای در خیابان استقلال، این مادران تجمع خود را روبروی "انجمن حقوق بشر ترکیه" ادامه میدهند.
هانیم توسان یکی از مادران شنبه میگوید: "دنیا صدای مبارزه ما را از میدان گالاتاسرای شنیده است. ما میخواهیم به آنجا بازگردیم. آنجا برای ما سرزمینی مقدس است." دختر وی ژیان توسان ادامه میدهد: "تا زمانی که ناپدید شدگان پیدا نشوند و عاملان محاکمه نشوند، خواستههای ما یکسان خواهند بود. این مبارزه مادر من و سایر مادران شنبه از زمان کودکی ما است. هر هفته، مادرم روز شنبه به تظاهرات می رفت و اگر با او همراه نبودیم، جلوی تلویزیون می نشستیم تا ببینیم در آن هفته او و سایر مادران چقدر مورد ضرب و شتم پلیس قرار می گیرند."
صبریه مالتو یکی دیگر از مادران شنبه میگوید: «اگر آنها مردهاند، ما استخوانهایشان را میخواهیم. تنها همین.»
مادران میدان دومایو (روسری سفید) خواستگاه مادران شنبه
پیش از جنبش "مادران شنبه"، در چند کشور دیگر نیز مادرانی با همین هدف دستیابی به حقیقت و عدالت در مورد سرنوشت فرزندان مفقودشدهشان در نظامهای دیکتاتوری جنبشهایی به راه انداخته بودند.
در طول دیکتاتوری نظامی خونتا در آرژانتین (۱۹۷۶-۱۹۸۳) که جنگ کثیف نامیده میشد بیش از ۳۰.۰۰۰ فعال عمدتا چپگرا توسط گروههای افراطی راستگرا و دولت نظامی حاکم ربوده شده و به قتل رسیدند و از اغلب قربانیان اثری به دست نیامد.
بیشتر بخوانید:
یکی از مهمترین سازمانهای دادخواهی برای این "مفقودین"، گروه مادران پلازا دومایو است. از سال ۱۹۷۷ به بعد و در حالی که اجتماع بیش از ۳ نفر در این کشور غیرقانونی بود، هر پنجشنبه زنانی با روسریهایی سفید گرداگرد میدان «پلازا دومایو»، میدان مرکزی بوئنوسآیرس در نزدیکی ساختمانهای دولتی، جمع میشدند و دو به دو دور این میدان میچرخیدند و در پی روشن شدن سرنوشت فرزندان خود بودند.
حکومت دیکتاتوری وقت آرژانتین فشارهای گوناگونی برای سرکوب این مادران انجام داد. آنها را "دیوانگان پنجشنبه" یا "مادران تروریست" نامید. تعدادی از آنها ربوده شده و به قتل رسیدند. رهبران جنبش، وکلای حامی آنها و مدافعان حقوق بشر در معرض شکنجه قرار گرفتند و پروندههایی علیه آنها گشوده شد.
با این حال رژیم خونتا نتوانست مانع گسترش هرچه بیشتر جنبش زنانی شود که روسری سفید سر میکردند و هر هفته در میدان دومایو با شعار "فرزندان ما کجا هستند؟ ما حقیقت را میخواهیم." راهپیمایی میکردند.
پس از روی کار آمدن دولت غیرنظامی در سال ۱۹۸۳، مادران میدان دومایو خواستار مجازات عاملان و آمران قتل، شکنجه و ناپدید شدن فرزندان خود شدند.
سال ها بعد
راهپیماییهای مادران امروز هم ادامه دارد؛ علیرغم آنکه بسیاری از مادران اکنون در آستانه هشتاد سالگی هستند.
مادران خاوران، یک خواسته و دو همسایه
در ایران نیز مادران بسیاری در جستجوی گمشدگان خود هستند. "مادران خاوران" زنانی هستند که فرزندان و یا همسرانشان از فعالان زندانی گروههای مختلف چپگرا بوده و پس از اعدام آنها در تابستان ۱۳۶۷ بسیاری از آنها در گورستان قدیمی در کنار جاده خاوران در شرق تهران دفن شدهاند.
مادران خاوران که بعدها و در پیوند با جنبش سبز، مادران صلح و مادران پارک لاله نیز نامیده شدند، سالهاست در جستجوی عدالت برای فرزندان خود هستند.
تاکنون تلاشهای زیادی از سوی فعالین جنبش دادخواهی ایران برای انتقال تجربیات بین این جنبشهای دادخواهی انجام شده است. از جمله این تلاشها میتوان به کتاب "دادخواهی به زبان ساده" که به صورت جمعی توسط "مادران پارک لاله" نوشته شده است اشاره کرد. این کتاب علاوه بر موضوعاتی چون جنبش دادخواهی مادران در ایران و اهداف و وظایف آن، به نمونههایی از فعالیت های دادخواهانه در دیگر کشورها از جمله مادران شنبه در ترکیه نیز پرداخته است.
هرچند از نظر ترمهای حقوقی فاصله بین "گمشدگان قهری" در ترکیه و "کشته شدگان تابستان ۶۷" بسیار است، اما هر دو جنبشهای دادخواهی در این دو کشور همسایه، خواستههای مشترکی دارند. از یکسو خواستار روشن شدن عاملان و آمران این قتلهای سیاسی بوده و از سوی دیگر در جستجوی بدن و محل دفن فرزندان خود که هیچگاه اجساد آنها به بازماندگانشان تحویل داده نشده هستند.