شکاف لاینحل برجام؛ مرز باریک خدمت و خیانت

- نویسنده, مهدی تاجیک
- شغل, روزنامه نگار
حسن روحانی با ارجاع مدام به مسوولیت آیتالله خامنهای در توافق اتمی آنقدر اصولگراها را عصبانی کرده که حالا به راحتی او را دروغگو و حتی وقیح مینامند. او با تکرار روایت خود از برجام میخواهد جلوی پیشروی رقبای اصولگرا را بگیرد اما خیلی خوشخیالانه است که فکر کنیم آنها صحنه را خالی میکنند. جنگ لفظی که اکنون در جریان است نه تنها فروکش نمیکند بلکه در ماههای آینده به دو دلیل عمده اوج خواهد گرفت.
دلیل نخست این که توافق اتمی مهمترین محور انتخابات پیش روی ریاست جمهوری خواهد بود و صحنه منازعه بر کانون این توافق و اثراتش شکل میگیرد. دلیل دوم هم تغییر دولت در ایالات متحده است که به طور کلی میتواند نه فقط توافق اتمی بلکه افق استراتژی سیاست خارجی ایران را دستخوش تغییر و تحول کند. در این شرایط فرصت بسیار کوتاهی برای دولت روحانی و رقبایش وجود دارد تا پیش از برگزاری انتخابات بتوانند روایت خود را از توافق اتمی غالب کنند و افکار عمومی را با خود همراه سازند.

منبع تصویر، AP
روایتهای ناسازگار
حتی برخی از نزدیکترین حامیان دولت روحانی هم اعتقاد دارند که تیم روابط عمومی دولت در بیان دستاوردهای توافق اتمی و مقابله با ترفندهای اصولگرایان در این زمینه ضعیف عمل کرده است. روحانی به خوبی میداند که انتقال درست پیام و دست بالا داشتن در بیان روایت از توافق اتمی تا چه اندازه اهمیت دارد. او خود به لطف پیام واضح و صریحش در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲ مبنی بر مشروط کردن حرکت چرخ هستهای به چرخ اقتصاد توانست اقبال طیف وسیعی از ناراضیان و مرددها را به خود جلب کند. حالا هم در تلاش است که روایتاش از توافق را به رغم مشکلاتی که در مسیر اجرای آن به وجود آمده است همچنان زنده نگه دارد.
روایت روحانی و رقبایش از هم فاصلهای بسیار زیاد دارد. عناصر کلیدی در روایت او از برجام شامل گزارههایی مانند تامین عزت ملی٬ پیروزی تاریخی٬ مذاکره مقابل ابرقدرتها از موضع برابر٬ خروج از انزوای جهانی٬ رفع تحریمها و شکوفایی اقتصادی است. تمامی این عناصر در روایت طرف مقابل از توافق به شکلی وارونه تعریف میشوند. از نظر آنها این توافق یک ننگ و سرشکستگی ملی٬ زانو زدن در مقابل ابرقدرتها٬ ماندن در انزوا علیرغم باج دادن به غرب٬ دروغین بودن وعده رفع تحریمها و سراب شکوفایی اقتصادی است. هر دو طرف حداکثر تلاش خود را به کار بستهاند تا عناصر روایت خود را در میان افکار عمومی جا بیاندازند.
دولت در زمستان گذشته بعد از اجرایی شدن توافق یک ماه عسل کوتاه داشت و محمدجواد ظریف به عنوان چهره اصلی تیم دیپلماسی ایران در نقش یک قهرمان ملی معرفی میشد و با مصدق مقایسهاش میکردند اما حالا بعد از یک سال دیگر ظریف ستاره هر روزه رسانهها نیست و کمتر هم درباره مزیتهای برجام سخن میگوید. اکنون این اصولگرایان هستند که میخواهند روایت خود را هر چه بیشتر از حاشیه به متن بیاورند و نان خود را از این تنور در انتخابات ریاست جمهوری بیرون بکشند.

منبع تصویر، Getty Images
یارگیری گفتمانی
در جنگ روایتها بر سر برجام هر دو طرف باید روایت خود را همراستا و منطبق با نظر آیتالله خامنهای معرفی کنند در غیر این صورت بلافاصله از جانب طرف مقابل متهم به نادیده گرفتن نظر رهبری و مخالفت با ولایت فقیه میشوند. آیتالله خامنهای هم عمدتا مواضعی دو پهلو درباره برجام گرفته که دست هر دو طرف را برای گزینش بخشهایی از آن برای قوت دادن به روایتشان باز میگذارد. با این وجود تردیدی نیست که او به تدریج از یک موافق محتاط تبدیل به یک منتقد و ناراضی از روند اجرای توافق اتمی شده است هرچند که هنوز در مقام مخالفت صریح با آن برنیامده است.
آقای خامنهای در تیرماه سال گذشته از مسوولان تیم دیپلماسی به دلیل مذاکرات « طولانی و نفسگیر» تقدیر کرده بود اما آذرماه امسال گفت که مشکلات فعلی توافق اتمی به خاطر عجله و بی ملاحظگی است. در واکنش به چنین نوسانهایی است که روحانی ترجیح میدهد مدام بر مسوولیت کلیدی رهبری در به ثمر رسیدن برجام تاکید کند تا نشان دهد عجلهای در کار نبوده و رهبری در جریان جزییات توافق قرار داشته است. اصولگرایان درست به همین دلیل عصبانیاند و میگویند روحانی برای حفظ خود در حال سنجاق کردن توافق اتمی به آیتالله خامنهای است در حالی که نظرات رهبری به زعم آنها به صورت روشنی حکایت از بدبینی و نارضایتیاش از توافق اتمی دارد.

منبع تصویر، President.ir
شکافهای دردسرساز
حاکمیت جمهوری اسلامی به دلیل خاستگاه ایدئولوژیک خود اغلب در صدد ارائه روایتی یکدست پیرامون موضوعهای استراتژیک و مناقشهبرانگیز بوده است. از همین جهت وجود روایتهای متنافر و متضاد درباره توافق اتمی را میتوان استثنایی بر آن قاعده و یک شکست در این کارنامه تلقی کرد. در گذشته نیز البته سابقه چنین استثناهای اختلاف برانگیزی وجود داشته است و برای مثال مناقشه بر سر ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر٬ پذیرش قطعنامه پایان جنگ٬ قتلهای زنجیرهای و انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ از جمله مهمترین آنهاست. در زمان حیات آیتالله خمینی این مناقشهها معمولا به واسطه وجه کاریزماتیک وی چندان به صحنه عمومی راه پیدا نمیکرد اما در دوران رهبری آیتالله خامنهای این روایتهای متفاوت جناحهای درون قدرت بر سر موضوعهای استراتژیک زمینهساز شکافهای جدی بوده است و آرایش نیروهای سیاسی را بارها به هم ریخته است.
انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ نقطه عطفی در شکاف میان دو روایت درون حکومت بود که یکی بر سالم و آزاد و قانونی بودن انتخابات تاکید میکرد و دیگری بر دزدیده شدن رای و تقلب و مهندسی انتخابات. هرچند حالا اختلاف روایتها بر سر توافق اتمی در شکلی نیست که به خیابانها کشیده شود و بدنه اجتماعی هر دو گروه را به میدان بیاورد اما هر دو طرف به تاثیر روایت خود در افکار عمومی خصوصا با توجه به انتخابات پیش روی ریاست جمهوری دلبستهاند.
اغلب نظرسنجیها نشان میدهد که روحانی همچنان اصلیترین شانس برای پیروزی در این انتخابات است ولی صحنه انتخابات در ایران معمولا پر از اتفاقهای غیرمنتظره است و نمیتوان شانس اصولگراها را نادیده گرفت یا حتی دستکم تلقی کرد. مسلم است که موضوع توافق اتمی و تاثیرات آن در مرکز بحثهای انتخاباتی خواهد بود و در چندماه پیش رو هر دو طرف از همه توانشان برای غالب کردن روایت خود استفاده میکنند.
اصولگراها رسانههای پرشمارتری را در اختیار دارند و علاوه بر صدا و سیما که عمدتا خط آنها را در توافق اتمی دنبال میکند در رسانههای مکتوب و آنلاین هم پرشمارترند اما امید روحانی به شبکههای اجتماعی است که یکی از پلهای پیروزی او در انتخابات سال ۱۳۹۲ و همچنین پیروزی حامیان وی در انتخابات سال گذشته مجلس بودهاند. کاربران شبکههای اجتماعی شاید به مهمترین متحد روحانی برای غلبه روایت او از برجام در انتخابات آینده هم تبدیل شوند.











