شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
دوسالگی توافق آمریکا با طالبان؛ تفاهمنامه صلح یا زمینهساز سقوط 'جمهوریت'؟
- نویسنده, علی حسینی
- شغل, بیبیسی
در اواسط سال ۲۰۱۷ میلادی در سفری به هلمند از یکی از اعضای جوان طالبان به نام احمد پرسیدم که چه وقت کابل میآیی؟ در آنزمان طالبان یک گروه شورشی با قلمرو محدود بود، تواناییشان به مراتب کمتر بود و بهطور کلی وضعیت بهگونهای بود که پاسخ احمد را پیش خودم سادهلوحانه و بلندپروازانه تعبیر کنم؛ او گفت: میآییم، اما نه پنهانی، بلکه کابل را فتح کرده و میآییم."
شنیدن چنین حرفی از یک عضو طالبان در نقطهای از افغانستان که صدها کیلومتر از کابل دور بود، موضوعی نبود که به آن توجه ویژهای کنم.
حدود سه سال بعد احمد را بار دیگر در قطر دیدم. روزی که مذاکرات موسوم به "بینالافغانی" در دوحه آغاز شد.
حرفی که در هلمند گفته بود، یادم آمد. اینبار اما همه چیز تغییر کرده بود. دهها عضو طالبان مدتها بود که در قطر حضور داشتند. نمایندگان طالبان حدود هفت ماه پیش با آمریکا به توافقنامهای دست یافته بودند که بر اساس آن نیروهای بینالمللی باید خاک افغانستان را ترک میکردند. آنها سرمست پیروزی بودند.
این جمله شیرمحمد عباس استانکزی در همان روز است:" هیچ شکی نیست که ما برنده جنگ شدیم، هیچ شکی نیست."
وضعیت، دیگر به گونهای نبود که "آمدن پیروزمندانه طالبان به کابل" را پیش خودم سادهلوحانه فرض کنم. این اتفاق در کمتر از دو سال پس از امضای توافقنامه دوحه رخ داد.
توافقنامه دوحه چهار محور اصلی داشت؛ یکی اینکه طالبان نگذارند از خاک افغانستان علیه امریکا و متحدانش استفاده شود. در ذیل همین مورد گفته شد که گروه طالبان باید روابط خود را با گروه القاعده قطع کند. اما بهتازگی در یک گزارش تحلیلی شورای امنیت سازمان ملل آمده که عبدالله، پسر بن لادن، در ماه اکتبر سال گذشته برای دیدار با طالبان به افغانستان رفته است. ادعایی که طالبان رد کردهاند.
محور دوم توافقنامه دوحه عملی شده است: خروج کامل نیروهای بینالمللی از افغانستان.
مورد سوم آن اما نتیجهای نداشت: آغاز "مذاکرات بینالافغانی".
این گفتوگوها هفت ماه بعد با حضور اعضای طالبان و نمایندگانی از حکومت آقای غنی و اقشار متفاوت افغانستان در دوحه قطر آغاز شد. دو طرف اما پس از ماهها بحث و جدل در نهایت حتی نتوانستند کارشیوهی مذاکرات را نهایی کنند.
محور چهارم توافقنامه دوحه نیز هیچگاه عملی نشد: آتشبس.
حالا شش ماه پس از سقوط "نظام جمهوریت" و دو سال پس از توافقنامه صلح آمریکا و طالبان، آنهایی که ماهها با طالبان مذاکره کردند، میگویند مذاکرات دوحه یکی از عوامل اصلی سقوط نظام قبلی است.
فوزیه کوفی که بارها در برابر طالبان پشت میز مذاکره نشست به این نظر است: "توافقنامه دوحه منبع مشروعیت طالبان شد و این گروه را به عنوان یک طرف سیاسی مطرح ساخت. زمانی که گفتوگوها را امریکا با طالبان را آغاز کرد، فرصتی شد برای برخی کشورهای منطقه و اروپایی که زمینه سفر و مانور سیاسی طالبان را فراهم کنند. بر اساس همین موافقتنامه شاهد بودیم کم امریکا فشار آورد که پنج هزار زندانی طالبان رها شوند، و بر اساس همین موافقتنامه طالبان میگویند که امریکا باید آنها را به رسمیت بشناسند."
از نظر رسول طالب یکی دیگر از اعضای هیئت مذاکرهکننده با طالبان در بخش عوامل کوتاهمدت سقوط نظام قبلی افغانستان، مذاکرات دوحه مهمترین عامل است.
به گفته او سه مورد در بخش عوامل کوتاه مدت سقوط نظام قبلی، یکی قرارداد دوحه است، دیگری شیوه مدیریتی و فرار آقای غنی و مورد سوم هم استراتژی نظامی طالبان و حامیانش است.
مدتی پس از توافق دوحه و خروج نیروهای بینالمللی طالبان جنگشان را علیه نیروهای امنیتی افغانستان تشدید کردند، نیروهایی که دیگر انگیزه چندانی برای جنگ نداشتند و به این نظر بودند که توافقنامه دوحه پایان رفاقت استراتژیک آمریکا و افغانستان است.
در نهایت طالبان توانستند یکونیم سال بعد از توافق دوحه وارد کابل شوند. با ورود جنگجویان طالبان به ارگ ریاست جمهوری در شامگاه پانزده اوت/آگوست ۲۰۲۱ ششمین نظام در پنج دهه گذشته در افغانستان سقوط کرد؛ کشوری با گذشتهای بیثبات، بحرانی و مرگبار و با آیندهای مبهم.